به نام خدا
در این مطلب می پردازم به برخی مسائل روزمره که هم می توانیم از آن فضیلت بسازیم و می شود به رذیلت نیز مبدل گردد که البته متاسفانه حقیر بیشتر با نوع دوم برخورد داشتم و به کرات مشاهده کردم (( زیاده روی یا کم فروشی )) و (( اهتمام یا سهل انگاری )) و یا (( مودب یا متملق )) و دو گزینه دیگر : (( قداست در کار و یا خود شیرینی و چاپلوسی )) !؟
من در طی دورانی که در کنار انسانها و در گذشت دوره های متفاوت و شغل های گوناگونی که پشت سر گذاشتم و تجاربی را هم اندوختم (( تلخ و شیرین، اما پربار و گرانبها )) ، به دفعات فراوان با خصویات اخلاقی ذکر شده ، از سوی افراد مختلف روبرو شدم .
البته در این مقوله هدف من بیشتر در ارتباط با دو گزینه ی اخیر است که مختصری را اشاره می کنم و از بازدید کنندگان گرامی نیز انتظار دارم که قدری تامل کنند و نظری در خور مطلب را مکتوب بفرمایند .
راستی و درستی در کار چیست ؟ افراط و تفریط که می گویند یعنی چه ؟وظیفه شناسی کدام است ؟ قضاوت عمومی در این باره چیست و فطرت حقیقت جو کدامیک را می پسندد؟ میزان و الگوی ما برای یافتن راه راست چیست ؟ به نظر حقیر ،ما برای یافتن مسیر صحیح باید به منابعی رجوع کنیم . (( شرع )) ، (( عقل )) و (( عرف )) سه منبع عظیم و قابل قبول برای همگان است که با مراجعه ی به آنها به راحتی می توانیم به مقصود خویش نائل آئیم . و گمان من بر این استوار است که هر سه مقوله ما را به اعتدال دعوت کنند . اگر مرزها را نشناسی ، به اسم قناعت ، گرفتار خست نفس و بخل می شوی . اگر اعتدال را نیابی ، تواضع تو ، سر از ذلت و خواری و حقارت در می اورد و اعتماد به نفس ، به غرور و خود پسندی می کشد ! می خواهی مودب باشی ، به تملق کشیده می شوی ، می خواهی صاف و صادق باشی ، نوعی خشونت و تندی به اسم قاطعیت بروز می کند و موجب رنجش دیگران می گردی . مرزها بسیار باریک و حساس است . علی علیه السلام فرموده است : (( ستایش کسی بیش از حد استحقاق ، تملق است و کمتر از حد استحقاق ، نوعی حسد ! )) .
نباید تنبلی و بی حالی و کسالت را به نام (( زهد )) جا زد . از آن طرف هم نباید انسان را (( دنیازده )) و (( دنیا طلب)) و وابسته کند ، به شکلی که دنیا و آخرت را فراموش کند و برای مطرح ساختن خویش حتی دوستان خود را هم زیر بگیرد و نان دیگران را آجر کند تا پله ای بسازد برای بالا رفتن خویش . اهتمام لازم است اما نه به شکلی که زحمت و تلاش دیگران را ناچیز و بی ارزش جلوه دهد ، و سهل انگاری و مسامحه ی خارج از معیار هم به کم فروشی و خیانت منتهی می شود .




