به نام خدای یکتا
مناسبتهای تاریخی ، در بسیاری از جانهای خفته و خاموش ، جرقه ی بیداری و فروزانی پدید می آورد . کاروان بشری ، پس از ارتحال رسول گرامی اسلام، غافلانه راه در پیش گرفت و جامعه اسلامی در خواب سیاسی فرو رفته بود ، که حماسه ی عاشورا بیدار گر خفتگان بستر غفلت و بیخبری شد.
اما ، آنچه که مهم است عبرت گرفتن از حوادث تاریخ است و آنچه لازم است ، گوشی شنوا نسبت به درسهای تاریخ و چشمی بینا ، به تابلوهای پر از رمز و اشاره و علامت و خط و نشان و قلبی وسیع و جا دار و با ظرفیت ، برای پذیرش حکمتها و آموزشها .
رهبر معظم انقلاب ، حضرت آیت الله خامنه ای، سالها پیش بیاناتی داشتند در باب عبرتهای عاشورا و نیز سخنانی گهربار در خصوص نقش خواص و عوام و به حق که بسیار ظریف و زیبا به تحلیل وقایع پیش از روز عاشورا و عواملی که زمینه ساز و موجب به وقوع پیوستن حادثه ی عاشورا شد ، پرداختند . رهبر عزیز نکات را دقیق و به جرات می توان گفت منحصر به فرد بیان کردند و در ان خطابه ی به یاد ماندنی و ارزشمند بر اهمیت درسها و عبرتهای عاشورا تاکید کردند و حقیر مناسبت دیدم که در این پست به گوشه هایی کوتاه از آن فرمایشات ارزشمند اشاره کنم:
(( «درسها» به ما مىگويند كه چه بايد بكنيم؛ ولى «عبرتها» به ما مىگويند كه چه حادثهاى اتّفاق افتاده و چه واقعهاى ممكن است اتّفاق بيفتد.... بايد ببينيم آن جامعه اسلامى پیامبر، چه آفتى پيدا كرد كه كارش به يزيد رسيد؟ چه شد كه بيست سال بعد از شهادت اميرالمؤمنين (ع) در همان شهرى كه او حكومت مىكرد، سرهاى پسرانش را بر نيزه كردند و در آن شهر گرداندند...چه كسانى شمشیر بر روی فرزند رسول خدا کشیدند؟ همانهايى كه به خدمتش مىآمدند و سلام و عرض اخلاص هم مىكردند. اين يعنى چه؟ معنايش اين است كه جامعه اسلامى در طول اين پنجاه سال، از معنويت و حقيقت اسلام تهى شده است. ظاهرش اسلامى است؛ اما باطنش پوك شده است...خطر اينجاست. نمازها برقرار است، مردم هم اسمشان مسلمان است و عدّهاى هم طرفدار اهل بيتند !اما در عين حال وقتى جامعه تهى و پوك شد، اين اتّفاق مىافتد....حالا عبرت كجاست؟ عبرت اينجاست كه چه كار كنيم جامعه امروز ما آنگونه تهی نشود و بفهميم كه جامعه پیغمبر چه شد كه به اينجا رسيد و چه کنیم که اگر عاشورای دیگری در این زمان پیش آمد، جامعه امروز ما مانند آن دوران مردود نشود....
وقتى معيارهای اسلامی یک جامعه از دست رفت و ارزشها ضعيف شد ، دنياطلبى و مال دوستى بر خواص جامعه حاكم می شود. بزرگترين گناه انسانهاى ممتاز و برجسته که منحرف می شوند اين است كه انحرافشان موجب انحراف بسيارى از مردم عادی مىشود.
تاریخ نشان داده که عوام نیز دنباله رو خواصند و اینگونه می شود که جامعه را به سراشیبی سقوط می کشانند. آن وقت فاجعه كربلا پيش مىآيد و كسى مثل حسين بن على كه خودش تجسّم ارزشهاست، قيام مىكند، براى آنکه يك تنه جلوِ اين انحطاط را بگيرد....
امروزه در بسیاری از دول اسلامی و حتی در کشور ما، نمازها برقرار است و جامعه لباسی از ارزشها را بر تن دارد اما...
اگر مراقب نباشیم، آن وقت این جامعه همينطور به تدريج از ارزشها تهی مىشود و به نقطهاى مىرسد كه فقط يك پوسته ظاهرى باقى مىماند. ناگهان يك امتحان بزرگ پيش مىآيد - امتحانی مانند قيام ابىعبداللَّه - آن وقت اين جامعه در اين امتحان مردود مىشود! ))
ایران پیش از از انقلاب ،در بیراهه ی وابستگی و با تلاق فساد و ابتذال ،گام می سپرد ،ولی پانزده خرداد، همچون زلزله ای همه چیز و همه جا را تکان داد و امام ، صلای آزادگی و استقلال و دین و شرف سرداد .




همگان را اشتیاق لحظه دیدار شدت گرفت و نور پدیدار مدهوششان کرد و بی خودیشان بخشید.
