بنام خالق هستی بخش
نوروز و بهار در پیش است . مگر تو کمتر از سبزه و گیاهی ؟
چرا تو نو نشوی ؟ رویش تو چهره انسانیت را شاداب تر می سازد . اگر این چهره خرم شود ،طبیعت هم زیباست . وگرنه ، با تیرگی و افسردگی سیمای اخلاق و معنویت ، همان طبیعت زیبا هم به کابوسی وحشتناک و یاس آفرین تبدیل خواهد شد . اگر در باورتان نمی گنجد ، سری به زندگیهای مرفه مادیات پرستان بی معنویت بزنید . روز روشنشان ، همچون شب،تاریک، و چراغهای پرنور خانه ها و تالارها و مهمانیهایشان ، نمی تواند (( ظلمت درونی )) را از دل و جان و زندگی شان بزداید .
باری بهار در پیش است . رویدن هم ، کار هر چیزی است که ((حیات)) دارد . از سنگ و دیوار ،کسی امید و انتظار رویش ندارد ، ولی از گیاه ، چرا . و از انسان، بیشتر؛ چرا که انسان ، علاوه بر حیات گیاهی و حیوانی ، که با نباتات و حیوانات در این رتبه شریک است ، (( حیات انسانی )) هم دارد . و همیشه بهار است اگر بخواهی برویی و بر آیی .
(( خانه تکانی )) دل چگونه است ؟ ما اگر اهلش باشیم ،-- اگر ذوق شکفتن و شوق روییدن و سبز شدن و بر آمدن و عشق جوانه زدن و رشد یافتن در ما باشد، می توانیم در کنار (( تحویل سال )) ، شاهد (( تحویل حال )) هم باشیم . (( می توان ستاره وار ، روشنای شب شد و رهی به خانه ها گشود . میشود هنوز ، شام تیره ی گناه را ، با دو دست توبه و نیایشی شکست ، می توان، باز در کمین صبح روشنی نشست. ظلمت گناه را زچهره ی حیات خویشتن زدود ، می توان ، خوب بود و خوب بود )) .
پروردگارا ، به من لیاقت بده ، تا کرامت انسانی خویش را حفظ نمایم و از زیر این همه لایه ها و پرده ها و موانع ، سر برآورم ، برویم و بر آیم .











