تبليغاتX

حرف زيبا ، الفبای مهربانی

به نام خداوند بخشنده مهربان

چون صید بدام تو به هر لحظه شکارم ، ای طرفه نگارم

از دوری صیاد دگر تاب ندارم ، رفته ست قرارم

چون آهوی گمگشته به هر گوشه دوانم

تا دام در آغوش نگیرم نگرانم

از ناوک مژگان چو دو صد تیر پرانی ، بر دل بنشانی

چون پرتو خورشید اگر رو بکشانی ، وای از شب تارم

در بند و گرفتار بر آن سلسله مویم

از دیده ره کوی تو با عشق بشویم ، با حال نزارم

برخیز که داد از من بیچاره ستانی

بنشین که شرر در دل تنگم بنشانی

تا آن لب شیرین به سخن باز گشایی ، خوش جلوه نمایی

ای برده امان از دل عشاق کجایی ، تا سجده گزارم

گر بوی ترا باد بمنزل برساند ، جانم برهاند

ور نه ز وجودم اثری هیچ نماند ، جز گرد و غبارم

+ نوشته شده توسط محمدرضا در جمعه بیست و ششم تیر 1388 و ساعت 0:3 |

بنام خدای مهربان

همه ی ضعفها و اشکالهای ما اینجاست که راه (( زیستن )) را نه از مکتب و دین ، بلکه از دل و رقابت و بیگانه می گیریم . وقتی خودمان ،قداست ارزشها را پاس نداریم ،از دیگران چه انتظاری است ؟ اگر خودمان آغوش به روی مبانی فکری بیگانه باز کنیم ، دیگر پشت کدام خاکریز ، می توان به دفاع از ارزشهای انسانی و مکتبی پرداخت . بی شک تربیت دینی و پایبندی به اصول و فروع ، سنگرهای دفاعی هستند . هر یک آسیب ببیند ، از همانجا رخنه گاه برای نفوذ بی اعتقادی به میان ما و ضربه خوردن مادی و معنوی از همان مسیر پیدا می شود .

آری ، یک میوه از درون فاسد و ضایع می گردد ، و یک فرد و امت را ، از دست دادن (( انگیزه )) ها و فراموش کردن ((آرمان)) ها و (( فقدان هویت )) از پای می افکند . (( تحول یک قالب وبلاگ )) نباید محتوا و درون مایه را عوض کند ، و نیز در جامعه ما هم نباید پسندیده هاو زیباییهای دیروز ، امروز طرفدار نداشته باشد و (( زشت ها )) و (( پلیدی)) های دیروز ، دیگر از قباحت بیفتد و آنچه دیروز ، مایه ی شرمندگی و سر افکندگی بود ، امروز عادی بلکه مایه ی افتخار به حساب آید .

بیایید (( اصالت )) خود را گم نکنیم .

+ نوشته شده توسط محمدرضا در یکشنبه هفتم تیر 1388 و ساعت 17:1 |
به نام خداوند حکیم

حکمت ، همان (( درکهای متعالی )) و (( درک متعالیها )) ست . اینکه بدانی راه چیست و چاه کدام است ، اینکه خوب و بد را بشناسی ، اینکه با سرمایه ی عمر در بازار زندگی برای خود (( حیات طیبه )) بخری ، اینکه سود پایدار آخرت را با لذت گذرای دنیا عوض نکنی ، اینکه با نگاهت از هر چیزی پندی بگیری و با گوش جانت از هر حادثه ای موعظه ای بشنوی و خیلی از این اینکه ها ! ...

وقتی حضرت امیر علیه السلام حکمت را بوستان خردمندان می داند و آن را درختی می داند که در قلب می روید و بر زبان ثمر می دهد و توصیه می فرماید که : (( دل را با موعظه زنده کن و با حکمت ،((روشن ساز )) ، با مفهوم بلند ((حکمت)) آشناتر می شویم .

و باز هم از کلام مولا علیه السلام است که : (( برای دلهایتان گوهرهای ناب حکمت فراهم آورید و بدین وسیله جان را زنده کنید ، زیرا همچنان که (( بدنها )) خسته می شود ،دلها هم ملول و افسرده می گردد  )) .

هرکس به ((  گنج حکمت )) دست یابد ، به (( فقر شخصیت )) گرفتار نمی شود .

خدا حکیم است و کلامش حکمت . رسول هم به (( حکمت و موعظت )) مبعوث شده است .

+ نوشته شده توسط محمدرضا در جمعه پنجم تیر 1388 و ساعت 9:50 |

محمدرضا

وبلاگی از شهرستان رامشیر


با آرزوی سلامتی و شادکامی برای همه بازدید کنندگان محترم