تبليغاتX

حرف زيبا ،صفحه ای از شهرستان رامشیر
به نام حق

باز هم هوای دلم بارانی است

سکوت است و سکوت است و سکوت

دلم عجیب هوایت را کرده است

ای تنها دلخوشی این روزهای تهی از دلخوشی

مگر نگفته اند باران که می بارد تو می آیی

مگر آمدنت را قطره های باران نوید نمی دهند

تا کی چشم به راه آمدنت باشم در هوای بارانی

خسته ام از انتظار

خسته

 همه جشن می گیرند

جشن میلادت را

اما

چگونه می توان با غم نبودت کنار آمد

نبودنی که عین بودن است

دلم به این خوش است که :

روزی تو خواهی آمد، از کوچه های باران

تا از دلم بشویی غم های روزگاران

روزی تو خواهی آمد ، از کوی مهربانی

اما زمن نبینی دیگر به جا نشانی

+ نوشته شده توسط محمدرضا در جمعه شانزدهم مرداد 1388 و ساعت 21:59 |
بنام خدای محمد (صلوات الله علیه و آله )

اجازه بفرمایید از رسول گرامی اسلام - (( خاتم الانبیاء محمد مصطفی )) بنویسیم :

پیامبر رحمت (ص) بزرگوار بود و کریم . اهانت جاهلان را به دل نمی گرفت ، پرخاش بی ادبان را می بخشود ، گوش به سخنان تفرقه انگیز نمی داد ،به آنان که با (( دو به هم زنی ))، (( سخن چینی )) و ((  شایعه سازی )) ، هیزیم کش شعله های نفاق و افتراق و کینه و کدورت می شدند ، میدان و مجال تاخت و تاز نمی داد .

رسول رحمت و پیامبر پیوند بود . (( الفت بخشیدن )) ، خصیصه ی رفتاری او بود ، دل به دست آوردن سجیه ی همیشگی اش بود ، از دو گانگی و قهر بودن و قطع رحم نهی می کرد . این (( مکارم اخلاق )) را چه کسی باید پیروی کند ؟ جز من و تو ؟؟

و بت (( من )) را چه کسی باید بشکند ؟ جز (( ما )) ؟

کاش خانه هایمان، (( مجمع صفا )) باشد ! کاش دلهایمان (( کانون دوستی)) شود ! کاش زندگیهامان (( همایش پیوند )) گردد . چه می شود با پاک کن محبت و یکدلی ، خطوط تیره ی خود خواهیها و جداییها را از صفحه ی دلها و ذهنها و زندگیها محو کنیم ؟!

+ نوشته شده توسط محمدرضا در پنجشنبه یکم مرداد 1388 و ساعت 22:21 |

محمدرضا

وبلاگی از شهرستان رامشیر


با آرزوی سلامتی و شادکامی برای همه بازدید کنندگان محترم