تبليغاتX

حرف زيبا ، الفبای مهربانی
 به نام خدای بزرگ مرتبه

 سخنانی گهربار از اميرالمومنين علی (علیه السلام)

  هر كسی به من كلمه ای بياموزد مرا بنده خود كرده است.

  قناعت ثروتی است كه پايانی ندارد.

  هر كه خود را بشناسد، خدا را شناخته است.

  شجاع ترين مردم آن است كه حرف حق را بزند.

  بزرگترين جهاد‌، مبارزه با نفس است.

  شمشير آخته‌ دردست‌ مرد شجاع‌، عزيزتر از سخن‌ راست‌ نيست‌.

  زشت‌ ترين‌ سخن‌ راست‌، ستايش‌ انسان‌ از خويشتن‌ است.

  بهترين‌ گفتارها آن‌ است‌ كه‌ عمل‌ تصديق‌ كند.

  هركه‌ نيكی را از بدي‌ نشناسد، از چهارپايان‌ است‌ !

  بايد مردم‌ در برابر حق‌ نزد تو مساويی و يكسان‌ باشند.

  بر برادر تو همان‌ حقيی است‌ كه‌ تو داری.

  من‌ گواهی‌ شخص‌ فاسق‌ را جز عليه‌ خودش‌ قبول‌ نميكنم‌.

  نيكی و احسان‌ را جز آدم‌ نادان‌ رد نميكند.

  دنباله ی این سخنان زیبا در ادامه مطلب                                   


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمدرضا در چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388 و ساعت 14:2 |

به نام خدای عالی اعلا

گزیده ای از فرمایشات علی علیه السلام و تبلور اخلاق اداری در فرامین آن حضرت را برای خوانندگان محترم این وب به نمایش گذاشتم : من نگويم که کنون با که نشين و چه بنوش / که تو خود دانی اگر زيرک و عاقل باشی  ...

راه و فرامين علي سرمشق و درس آموز بشريت باد

اگر اخلاق اداری در زندگي كاری انسان وجود و حضور داشته باشد ، كار كردن شيرين و توام با رضايت شغلی و احساس رضايتمندی و خود شكوفايی از يك سو و رضايت مردم و پيشرفت امور و شكوفایی كار از ديگر سوی است و در نتيجه موجب رضايت خالق و بارش رحمتها و بركتهای او . امير المؤمنين علی (ع) در پايان عهدنامه مالك اشتر چنين يادآوری كرده است :

 و من از خدا می خواهم با رحمتی فراگير كه او راست و قدرت بزرگ او بر انجام هر گونه درخواست ، كه من و تو را توفيق دهد در آنچه خشنودی او در آن بود ؛ از داشتن عذری آشكار در پيشگاه او و آفريدگانش و واگذاردن نام نيكو ميان بندگانش و آثار نيكو ميان بندگانش و آثار نيك در شهر ها و تمامی نعمت و فراوانی كرامت .

اميرمؤمنان علی (ع) پس از بيان عهدنامه ای جامع در اداره امور ، برای خود و مالك اشتر از خداوند خواستار توفيق مي شود در آنچه خوشنودی خداوند در ان است و اين خشنودی كه مايه رحمت و بركت خداست به سبب خدمتگزاری به مردمان است به گونه ای كه بتوان در برابر خداوند و افريدگانش عذری آشكار در نيكو انجام دادن وظايف داشت و نيز باقی گذاشتن نام نيكو ميان بندگان او و آثار نيك در شهرها ؛ و اين بهترين و والاترين جلوه اخلاق توحيدی است .

رشد و شكوفايی استعدادهای انسان در جهت كمال مطلق ، در عرصه كار و عمل بر پايه هاي اخلاق اداری است .

فقدان اخلاق اداری يعنی محو زمينه و بستر شكوفايی انسان و جامعه در جهت كمال مطلق .

ادامه نوشته در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمدرضا در چهارشنبه ششم خرداد 1388 و ساعت 11:42 |

به نام خدای مهربان

فاطمه (س) الگوی مهربانی                                                                                   myspace graphics

در اندوه جگر سوز علی (ع) در مواجهه با فاطمه میان در و دیوار و گاه شستن صورت نیلی و بازوی کبود فاطمه ، هیچ هنرمند عارفی نتوانسته است مرثیه بسراید آنچنان که از عمق رنج آدمی در چروک های پیشانی علی خبر دهد  و وسعت غم های خلقت را در پهنای اشک علی بشناسد و بشناساند. 

روزگار غریبی است دخترم ! دنیا از آن غریب تر ! این چه دنیایی است که دختر رسول خدا را درخویش تاب نمی آورد ؟ این چه روزگاری است که " راز آفرینش زن " را در خود عمل نمی کند؟ این چه عالمی است که دردانه خدا را از خویش می راند ؟ روزگار غریبی است دخترم . دنیا از آن غریب تر . آنجا جای تو نیست ، دنیا هرگز جای تو نبوده است .بیا دخترم ، بیا، تو از آغاز هم دنیایی نبودی . تو از بهشت آمده بودی ، تواز بهشت آمده بودی ...

 در این مبحث نگاه کوتاهی داریم به زندگی خانوادگی دختر محبوب رسول خدا که با وجود تمام محدودیت ها از جهات مختلف چه عظمتی را در طول عمر کوتاه نشان داده است .

 نقش دختری حضرت زهرا : در شرایط سختی مثل شعب ابی طالب ، در یک شکاف کوه با همه گرسنگی ها و تشنگی ها و سرما و گرما و تنهایی پیامبر بدلیل فوت حضرت خدیجه و جناب ابی طالب در این دوران، دختری 7 ساله مثل یک مادر و مشاور و پرستار برای پیامبر بوده است در دوران سخت ترین محنت ها یک دختر کم سال به فریاد بزرگ ترین انسان ها    می شتابد وام ابیها نام می گیرد.

 ازدواج فاطمه (س) با نهایت سادگی: ازدواج حضرت زهرا (س) با مهریه و جهیزیه مثال زدنی صورت می گیرد و دختر شخص اول دنیای اسلام با سادگی و نهایت قناعت ازدواج خود را می گذراند.

 شوهر داری فاطمه زهرا (س) :  در طول ده سالی که پیامبر در مدینه بودند حدود نه سال آن  جنگ های زیادی در بر      می گرفت. دراغلب آنها امیرالمومنین هم شرکت داشته اند . ایشان خانمی است که همسرش مرتب درجبهه حضور دارد. از لحاظ اقتصادی هم مشمول آیه « ویطعمون الطعام علی حبه مسکیناً و یتیماً و اسیراً ...» است که حقیقتا زندگی ای با قناعت را می رساند . در این حال هم مسئولیت نسبت به همسر خود و وظایف شوهر داری را ایفا می کند وهم مسئولیت در قبال پدر خود که رهبر دنیای اسلام است. وظیفه دارد تا شوهر خویش را تجهیز کند دل او را از گرفتاری های زندگی خالی  کند ، به او دلگرمی دهد، فرزندان خود را به خوبی تربیت کند و ...

 تبعیت از شوهر : امیر المومنین (ع) در باره فاطمه زهرا (س) فرمود:

« ما اغضبتنی ولاخرجت من امری» همسرم حتی یک بار در طول دوران ازدواج مرا به خشم نیاورد و یکبار از دستور من سرپیچی نکرد.

 حضرت فاطمه (س) با آن عظمت و جلالت در محیط خانه یک همسر است .

 تاثیر بیش تر در تربیت فرزند: بدلیل مسئولیت سنگین حضرت علی (ع)  درسفرها و جنگ ها و وظایف حکومتی تاثیر بیشتر تربیت  حضرت زهرا بر روی فرزندان هویدا و آشکار است . و نتایج و ثمرات این تربیت مثال زدنی است .

 مادری بی نظیر: تربیت دو معصوم و دو بزرگوار ، بی نظیر و نمونه بودن جنبه مادری این خانم است و عظمت و شخصیت حضرت زینب را می توانیم دست پرورده این مادر جلیل القدر بدانیم .

 حال ای زن  گرانقدر، وقت آن رسیده که ارزشهای معنوی این بانوی با عظمت را در روابط خانوادگی متجلی کنید . زنان مسلمان  ایرانی در دنیای امروز رسالتی عظیم بر عهده دارند و به عنوان الگوی زنان جهان باید پیام متعالی خود را در عرصه های مختلف به نمود برساند .

زنان در زندگی خود ، باید زندگی فاطمه (س) را از جهت خردمندی و فرزانگی الگو قرار دهند و از بعد عبادت ، حضور در صحنه ، خانه داری ، همسرداری و تربیت فرزندان صالح از ایشان الگو بگیرند . زندگی ایشان نشان می دهد که زن مسلمان برای ورود به صحنه سیاست  و میدان کار و تلاش و ایفای نقش فعال درجامعه ، همراه با تحصیل، عبادت، همسرداری و .. می تواند پیرو یگانه دختر پیامبر باشند .

منابع: آیینه زن ، تدوین سخنان آیت ا.. خامنه ای توسط امیر حسین بانکی پور فرد

کشتی پهلو گرفته ، نوشته سید مهدی شجاعی

+ نوشته شده توسط محمدرضا در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388 و ساعت 16:17 |

بنام خداوند بخشنده مهربان

به حول قوه ی الهی در اولین پست سال جدید  فرازی از آیات الهی را انتخاب کردم ، باشد که  روشنایی مطالب این وب قرار گرفته و موجبات رضایت حضرت دوست فراهم گردد و  بر زیبایی و عظمت هر چه تمامتر این صفحات ناچیز، بیفزاید . 

پروردگارا به عظمت کلام نورانی خود و به عزت خودت به ما آبرو و عزت و سربلندی عنایت بفرما .

سوره احزاب آیات ۴۷ و ۴۸

اعوذ بالرحمن

بسم الرحمن الرحیم

وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ بِأَنَّ لَهُم مِّنَ اللَّهِ فَضْلًا كَبِيرًا ﴿47﴾

و مؤ منان را بشارت ده كه براي آنها از سوي خدا فضل و پاداش بزرگي است.

وَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَالْمُنَافِقِينَ وَدَعْ أَذَاهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلًا ﴿48﴾

و از كافران و منافقان اطاعت مكن، و به آزارهاي آنها اعتنا منما، بر خدا توكل كن، و همين بس كه خدا حامي و مدافع (تو) باشد.

+ نوشته شده توسط محمدرضا در شنبه پانزدهم فروردین 1388 و ساعت 13:28 |

      الهي نامه                                               

نويسنده: علامه حسن زاده آملي

   
الهي، به حق خودت حضورم ده و از جمال آفتاب آفرينت نورم ده!
    الهي، راز دل را نهفتن دشوار است و گفتن دشوارتر.
    الهي، چگونه خاموش باشم که دل در جوش و خروش است، و چگونه سخن گويم که خرد مدهوش و بيهوش است.
    الهي، ما همه بيچاره ايم و تنها تو چاره اي، و ما همه هيچ کاره ايم و تنها تو کاره اي.
    الهي، واي بر من اگر دانشم رهزنم شود و کتابم حجابم!
    الهي، چون تو حاضري چه جويم، و چون تو ناظري چه گويم.
    الهي، چگونه گويم نشناختمت که شناختمت، و چگونه گويم شناختمت که نشناختمت.
    الهي، چون عوامل طاحونه، چشم بسته و تن خسته ام؛ راه بسيار مي روم و مسافتي نمي پيمايم. و اي من اگر دستم نگيري و رهايي ام ندهي!
    الهي، از روي آفتاب و ماه و ستارگان شرمنده ام، از انس و جان شرمنده ام، حتي از روي شيطان شرمنده ام، که همه در کار خود استوارند و اين سست عهد، ناپايدار.
    الهي، رجب بگذشت و ما از خود نگذشتيم، تو از ما بگذر!
    الهي، عاقبت چه خواهد شد و با ابد چه بايد کرد؟
    الهي، همه گويند خدا کو، حسن گويد جز خدا کو.
    الهي، همه از تو دوا خواهند، و حسن از تو درد.
    الهي، آن خواهم که هيچ نخواهم.
    الهي، همه گويند بده، حسن گويد بگير.
    الهي، همه سر آسوده خواهند، و حسن دل آسوده.
    الهي، همه آرامش خواهند، و حسن بي تابي؛ همه سامان خواهند، و حسن بي ساماني.
    الهي، چون در تو مي نگرم از آنچه خوانده ام شرم دارم.
    الهي، از من برهان توحيد خواهند، و من دليل تکثير.
    الهي، از من پرسند توحيد يعني چه، حسن گويد تکثير يعني چه.
    الهي، از نماز و روزه ام توبه کردم؛ به حق اهل نماز و روزه ات توبه اين نااهل را بپذير!
    الهي، به فضلت سينه بي کينه ام دادي، به جودت شرح صدرم عطا بفرما!
    الهي، آن که از خوردن و خوابيدن شرم دارد، از ديگر امور چه گويد.
    الهي، اگر چه درويشم، ولي داراتر از من کيست، که تو دارايي مني.
    الهي، در ذات خودم متحيرم تا چه رسد در ذات تو.
    الهي، به لطفت دنيا را از من گرفته اي، به کرمت آخرت را هم از من بگير!
    الهي، روزم را چون شبم روحاني گردان، و شبم را چون روز نوراني!
    الهي، حسنم کردي، احسنم گردان!
    الهي، دندان دادي، نان دادي؛ جان دادي، جانان بده!
    الهي، همه از گناه توبه مي کنند، و حسن را از خودش توبه ده!
    الهي، گويند که بعد، سوز و گداز آورد؛ حسن را به قرب سوز و گداز ده!
    الهي، انگشتري سليماني ام دادي، انگشت سليماني ام ده!
    الهي، سرمايه کسبم دادي، توفيق کسبم ده!
    الهي، مست تو را حد نيست، ولي ديوانه ات سنگ بسيار خورد. حسن مست و ديوانه تو است.
    الهي، ذوق مناجات کجا و شوق کرامات کجا.
    الهي، علمم موجب ازدياد حيرتم شده است؛ اي علم محض و نور مطلق، بر حيرتم بيفزا!
    الهي، هر چه بيشتر دانستم نادانتر شدم، بر ناداني ام بيفزا!
    الهي، دل داده معنا را از لفظ چه خبر و شيفته مسما را از اسم چه اثر.
    الهي، کلمات و کلامت که اين قدر شيرين و دلنشين اند، خودت چوني؟
    الهي، خوشدلم که از درد مي نالم، که هر دردي را درماني نهاده اي.
    الهي، در خلقت شيطان که آن همه فوايد و مصالح است، در خلقت ملک چه ها باشد؟
    الهي، ديده را به تماشاي جمال خيره کرده اي، دل را به ديدار ذوالجمال خيره گردان!
    الهي، خنک آن کس که وقف تو شد!
    الهي، شکرت که دولت صبرم دادي تا به ملکت فقرم رساندي.
    الهي، شکرت که از تقليد رستم و به تحقيق پيوستم.
    الهي، تو پاک آفريده اي، ما آلوده کرده ايم.
    الهي، پيشاني بر خاک نهادن آسان است، دل از خاک برداشتن دشوار است.
    الهي، شکرت که کور بينا و کر شنوا و گنگ گويايم.
    الهي، درويشان بي سروپايت در کنج خلوت، بي رنج پا سير آفاق عوالم کنند، که دولتمندان را گامي ميسر نيست.
    الهي، اگر گلم و يا خارم از آن بوستان يارم.
    الهي، انسان ضعيف کجا و حمل قول ثقيل کجا.
    الهي، چگونه دعوي بندگي کنم که پرندگان از من مي رمند و ددان رامم نيستند.
    الهي، گرگ و پلنگ را رام توان کرد، با نفس سرکش چه بايد کرد؟
    الهي، چگونه ما را مراقبت نباشد، که تو رقيبي؛ و چگونه ما را محاسبت نبود که تو حسيبي.
    الهي، ديده از ديدار جمال لذت مي برد و دل از لقاي ذوالجمال.
    الهي، نعمت ارشادم عطا فرموده اي ، توفيق شکر آن را هم مرحمت بفرما!
    الهي، اگر بخواهم شرمسارم، و اگرنخواهم گرفتار.
    الهي، ظاهر که اين قدر زيباست، باطن چگونه است؟
    الهي، آخر خودت را در حق ما اول بفرما، که آخرين شفاعت را ارحم الراحمين فرمايد.
    الهي، دل بي حضور، چشم بي نور است، نه اين صورت بيند و نه آن معنا.
    الهي، يک شوريده، جهاني را مي شوراند؛ اين شوخ ديده را شوريده تر کن!
    الهي، مصلي کجا و مناجي کجا؛ تالي فرقان کجا و اهل قرآن کجا؛ خنک آن که مصلي مناجي و تالي    فرقان و اهل قرآن است!
    الهي، توانگران را به ديدن خانه خوانده اي، و درويشان را به ديدار خداوند خانه؛ آنان سنگ و گل دارند، و اينان جان و دل؛ آنان سرگرم در صورتند و اينان محو در معنا؛ خوشا آن توانگري که درويش است!
    الهي، عقل و عشق، سنگ و شيشه اند؛ عاشقان از عاقلان نالند نه از جاهلان.
    الهي، اگر کودکان سرگرم بازي اند، مگر کهنسالان در چه کارند؟!
    الهي، شکرت که پير ناشده استغفار کردم، که استغفار پير استهزا را ماند.
    الهي، آن که تو را دوست دارد، چگونه با خلقت مهربان نيست.
    الهي، کي شريک دارد تا تو را شريک باشد.
    الهي، من واحد بي شريکم، چگونه تو را شريک باشد.
    الهي، خوشا آن دم که در تو گمم! 
    
+ نوشته شده توسط محمدرضا در یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387 و ساعت 11:54 |
بنام خدا                                                                                       

ضمن عرض سلام و احترام به حضور همه دوستان عزيز ، سروران گرامي

ماه مبارك رجب است و فرصت مغتنم . مي بايست زودتر به حضور دوستان عزيز شرفياب مي شدم .اما زندگي و مشغله زياد اين حقير را سلب توفيق كرد و سعادت ارتباط با دوستان اينترنتي حاصل نشد.در هرصورت بنا را بر اين گذاشتم كه عزيزان را به يك مراسم مشترك و با شكوه ختم صلوات دعوت كنم كه در همين وبلاگ اجرا خواهد شد . البته فرصت اندك است و از همه انتظار مي رود كه دوستان ديگر را هم دعوت كنند . مراسم به اين صورت است كه هر نفر از عزيزان در هر روز از ماه مبارك رجب ۱۰۰صلوات براي سلامتي و تعجيل در ظهور  امام زمان (عج) بفرستند . دوستاني كه مايلند شركت كنند نام خودشون يا وبلاگشون رو در قسمت نظرات بنويسند . دوستاني كه بتوانند هزار صلوات يا بيشتر بفرستند نيز ذكر بفرمايند . تا در پايان ماه مبارك رجب به يك نتيجه اي برسيم انشا ءالله تعالي .

ضمنا اهالي مسجد محل نيز در اين مراسم شركت دارند .

hjkl

+ نوشته شده توسط محمدرضا در یکشنبه سی و یکم تیر 1386 و ساعت 19:27 |

بنام خداي زيبائيها

در پاسخ به سوال استاد مشايخي :

البته كه ذات اقدس الهي همه چيز را زيبا آفريد و ما بندگان او هستيم كه گاهي اوقات مسير نا زيبائي را براي رسيدن به آن زيباييها انتخاب مي كنيم و يا اينكه طبق برداشت نفس خويش ، ممكن است رذايل را به عنوان فضائل بشناسيم .

به درستي كه منشاء همه زيبائيها خداي قادر متعال است . آيا نمي توان هر آنچه را كه او دوست بدارد در دايره زيبائيها و خوبيها قرار دهيم وآنچه را تقبيح نموده است و دوست نمي دارد از اين چنبره خارج بدانيم؟ كه اين بحث ، خود نياز به مجال بيشتري دارد تا با تدبر و تعقل ، بيشتر و بهتر به آن بپردازيم .

+ نوشته شده توسط محمدرضا در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385 و ساعت 17:22 |
بنام خدا

خدا را شاكريم كه نعمت حب اهل بيت را به ما ارزاني داشت و پرتويي از عشق آنان را در دلهاي ما تاباند و توفيق احترام و ارج گذاري به ايشان را به ما كرامت فرمود.

خدا را سپاس مي گوييم كه به ما لياقت داد تا در اين ايام به تجليل و تكريم حضرت سيد الشهدا و ياران پاكباخته و اهل بيت با وفايش ابراز مودت و اظهار اخلاص و ارادت كنيم .

براستي چقدر بايد از پداران و مادرانمان سپاسگذار باشيم كه ما را بر پايه مهر علي و آل او پروردند و كام ما  با   تر بت حسين (ع) گرفتند و در گوش ما سرود عشق(اذان)و شهادت به ولايت علي (ع) سرودند و در آغوش پر مهر خويش پروردند و از شير پاك خويش با آميزه اي از اشك و عشق و ارادات به سرور آزادگان عالم نوشاندند و ما را بر دوستي اهل بيت (ع)تربيت نمودند.

در هر نقطه اي از شهر خيمه هاي عزا بر پا شد و شيدائيان و دلدادگان حسين (ع) آنچنان در سينه هايشان شور و شيدايي لبريز شد كه گويي اين نخستين محرم است . همه سيه پوش ، همه جا پرچم عزا و علم حسيني در اهتزاز . آواگران حديث عشق از برزگران دشت خون ، نغمه عاشورايي ساز مي كنند و به شرح داستان عاشقي آنان مي پردازند .

او كيست كه همه را به سوي خويش فرا مي خواند و از دوست و بيگانه ي منصف دل مي ربايد؟ آشنا و نا آشنا را در برابر مجد و عظمت و شكوه خويش به تواضع و خضوع و كرنش و تسليم واميدارد . دركوچه و بازار ، در هر كوي و برزن ، متدين و بي ايمان ، با نماز و بي نماز ، مقيد و لاابالي و ...چون پروانگان واله اي حول شمع جمال او سرگشته و كشته عشق اويند . راستي او كيست كه از همه دل ربود؟ و همه نام او را بر لب و مهر او را در دل و سوداي عشق او را در سر دارند .                                                                            

 عجب چراغ شگفت آوريست نور حسين        كه هر چه باد وزد مي شود فروزانتر

 

+ نوشته شده توسط محمدرضا در دوشنبه دوم بهمن 1385 و ساعت 18:17 |

محمدرضا

وبلاگی از شهرستان رامشیر


با آرزوی سلامتی و شادکامی برای همه بازدید کنندگان محترم