تبليغاتX

حرف زيبا ، الفبای مهربانی

بنام خدا

ما رايت الا جميلا

                                                                                         

باز هم زمزمه شور و حضور

باز هم موسم بيداري جان

باز هم چشمه فجر ، باز هم باده نور

بايد از چه گذشت تا به چه رسيد ؟  چه چيز را بايد فداي چه كرد ؟

يكي خود را فدا مي كند ، تا (( ديگري )) را نجات بخشد . يكي هم حاضر است همه قرباني شوند ، تا خودش به سلامت برسد .

يكي از (( آبروي ديگران )) مايه مي گذارد ، تا به (( هدف خودش)) دست يابد . يكي هم همه امكانات

و تواناييها را خرج حفظ آبروي مردم مي كند . يكي هم حاضر است همه چيز را از دست بدهد ، اما غباري بر دامن آبرويش ننشيند و لكه اي بر پيراهن حيثيت و وجهه اش نيفتد .

ما با (( كاروان شهيدان )) رو به روييم ، و نيز با (( قافله سالكان )) .

در هر دو جبهه اي است و رزمي و سنگري و دفاعي !

شهيدان ، از جان گذشته اند تا به (( جانان )) برسند .

عابدان وارسته هم از (( خود )) مي گذرند ، تا به (( خدا )) و رضاي او برسند .

تو از چه مي گذري ؟ و در پي رسيدن به چيستي ؟

دنيا ، دنياي معامله است ، و به تعبيري بازار فروش مال و جان و عمر ، و كسب سعادت و كمال .

چه كسي مي بازد و چه كسي مي برد ؟

چه كسي فاتح اين معركه است و شكست خورده كيست ؟

قلب ما كمتر از يك قلعه نيست ، پس نيازمند حفاظت و دژباني است .  عمر ما ارزانتر از كالاي مصرفي و اجناس فروشي نيست ، پس بايد محاسبه اي نسبت به (( سود )) و (( زيان )) در كار باشد .

بهشت را به (( بها )) مي دهند  ،  نه به (( بهانه )) !

راست است كه دينداري دشوار است ، بويژه در آخر الزمان ، كه همچون نگهداشتن آهن گداخته در

مشت است ،    ولي بهشت نيز ، در پي مجاهدتها ، صبرها و مقاومتها فراهم مي آيد .

و دوزخ ؟ ... آن نيز ثمره بي اعتنايي به حق ، و بي مبالاتي نسبت به مرزهاي (( روا )) و (( ناروا ))

است .     تو با چه كسي طرف حسابي؟ و بايد پاسخگوي كه باشي ؟ ... خدا  يا مردم ؟

قطعا خدا . پس در سر دو راهي (( خواسته خدا )) و  (( پسند مردم )) ، كدام را بايد گزيد ؟

(( دينداري )) نيز، جلوه اي از همين (( گزينش بهينه )) است ،

آنچه (( دل )) مي خواهد ، راهي است ،

و آنچه (( دين )) مي گويد ، راهي ديگر .

از كدام بايد رفت ؟

آيا تا به حال ، به (( محكمه )) و (( محاكمه )) كشيده شده اي و دشواري (( بي جوابي )) را يافته اي و تلخي (( محكوميت )) را چشيد ه اي ؟ ...

لازم نيست دادسراي رسمي و دولتي باشد ،

(( دادگاه وجدان )) كه هميشه و همه جا بر پاست !

بگذريم ....

ما در حال زندگي هستيم و  (( آخرت ))  در پيش است .

هر كه اينجا بسوزد ، اميد است كه آنجا از سوختن در امان باشد .

الهي آمين

+ نوشته شده توسط محمدرضا در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386 و ساعت 12:24 |

محمدرضا

وبلاگی از شهرستان رامشیر


با آرزوی سلامتی و شادکامی برای همه بازدید کنندگان محترم