می خواهم یک مقداری شبیه به بچه مثبت ها بنویسم . بخوانید و نظر بدهید .
این مطلب روشن است که انسان به اجتماع نیازمند است و نمیتواند بدون ارتباط با اجتماع زندگی کند.
هرکدام از مردم آرزو یی دارند یکی مال میخواهد و دیگری افتخار ولی به عقیده ما یک دوست خوب از تمام اینها بهتر است و البته جای تردید نیست آن هنگام دوستی بر قرار می ماند و بدوستان انسان افزوده می شود که انسان نسبت به دیگران نیکی کند و به آنان بفهماند که دوستشان میدارد . در اثر دوستی نمودن با مردم و حرمت آنها را نگه داشتن انسان میتواند سربلند زندگی کند و محترم باشد . در هر صورت بزرگان به ما سفارش کردند((آنطور با مردم زندگی کنیدکه اگربا آن حالت از دنیا رفتید برایتان گر یه کنند و اگر زنده ماندید پروانه وار اطرافتان بچرخند. ))
اخلاق خوب یکی از رموز ترقی و عظمت انسان است . یعنی با آن مهری که خداوند به ما ارزانی فرموده است با مردم خوشرفتاری کنیم از لغزشهای آنان چشم پوشی کنیم و از اشتباهاتشان صرف نظر نماییم.اشتباه نشود اخلاق خوب این نیست که انسان با دروغ گفتن و یا پشت سر مردم بد یا خوب گفتن و یا اینکه با حرف چرت و پرت دیگران را بخنداند - بلکه همان رفیقان هم در اثر شوخی های بی مورد و یا در اثر پرحرفی از ما می رنجند و ممکن است آنها را از دست بدهیم . دلجویی و نوازش افراد راه افزایش و حفظ کردن دوستان است . ما همه محتاج محبتیم . خواه این محبت بصورت پذیرفتن تجلی کند و خواه بصورت تشویق . حقیقت این است که اگر دوستان خود را از روی دقت انتخاب کنیم و آنها را بواسطه عظمت روحشان دوست بداریم هیچوقت حوادث تلخ و شیرین روزگار میان ما و آنها فاصله ای ایجاد نخواهد کرد. بی مهری هاست که کانون گرم دوستان را متلاشی می سازد و بدنبال آن ناراحتی ها بوجود می آید .
دوست شریک زندگی انسان است و همانند روح در بدن انسان نفوذ دارد . دوست خوب بهنگام حاجت انسان شناخته میشود که تا چه اندازه حاظر است انسان را یاری کند و به هنگام عصبانی شدن تا چه حدودی حاضر است رعایت دوستی را بنماید . به هر حال رفیقی را که دوست میداری و شایسته رفاقتش می دانی سعی کن ارتباطت را با او قوی تر گردانی . بدون تردید تواضع و فروتنی نمودن نسبت به مردم یکی از راههای تقویت دوستی است و در مقابل خود خواهی و تکبر نمودن سبب متلاشی شدن دوستی و برهم خوردن روابط است و بتدریج نشاط انسان گرفته میشود .
به هر حال باید فروتن باشیم زیرا که ما بشری بیچاره و درمانده ای بیش نیستیم . قرنی دیگر همگی ما درخواهیم گذشت و به تند باد فراموشی سپرده خواهیم گشت و هیچکس نام ما را بیاد نخواهد داشت .
اگر فرصتی پیش آمد باز هم در این مورد می نویسم .








