به نام يكتاي بي همتا
انسان چيزي است و انسانيت چيز ديگري و اين ويژگي مخصوص انسان است ، چرا كه حيوانات از صفات خود تفكيك ناپذيرند. بعنوان مثال : نمي توانيم گرگي را پيدا كنيم كه صفات يك گرگ در آن يافت نشود و يا خوي گرگ را نداشته باشد ، اما اين امكان هست كه آدمهايي وجود داشته باشد كه انسانيت نداشته باشند و اتفاقا از اين قبيل آدمها به وفور يافت مي شود . يعني اينكه يا از صفت انسانيت دورند يا از اين صفت ارزنده بي بهره اند .
راز اين موضوع هم در اين است كه آنچه به انسان شخصيت مي دهد ، مادي نيست كه از ابتدا با بدن انسان همراه باشد ، بلكه در دايره معنويات است . بعد هم چيزهايي كه انسانيت انسان را تشكيل مي دهند فقط به سعي خود انسان ساخته مي شود نه به دست طبيعت ، از اين روست كه مي توان انسانهايي را يافت كه منهاي انسانيت باشند .
عيوب انسان هم به عيوب جسمي و روحي تقسيم مي شوند . عيوب جسمي مانند : نابينايي ، ناشنوايي و ... كه در شخصيت يك انسان تاثيري ندارند بلكه بسياري از چهره هاي ماندگار تاريخ ، از انسانهاي كامل و دانشمندان بوده اند در حالي كه عيوب جسمي داشته اند . اما عيوب روحي اين طور نيست و مانع رشد و شخصيت ، بلكه آفت است . مانند : كبر ، حسد ، خود بزرگ بيني ، حرص و ... خلاصه به جايي مي رسد كه انسان از نظر روحي و معنوي به حيوان تبديل مي شود و روح الهي و انساني او اندك اندك از بين رفته و روح حيواني جانشين آن مي شود .
تمام برنامه هاي دين براي انسان سازي و تبديل انسانهاي معيوب به سالم و سالم به كامل است . و فلسفه خلقت و هدف الهي از آفرينش انسان سير به سوي انسان كامل بوده; يعني همه ما بايد انسان كامل باشيم و يا در مسير كامل شدن قرار بگيريم وخود را به انسان كامل شبيه و نزديك كنيم .









