زوال اخلاق اداری يعنی ظهور احساس ناخشنودی از خود ، و احساس بطالت ، و احساس سقوط و هلاكت كه ظهور اين احساس به صورت نمودهای زير است :
ترشرويی ، برآشفتگی ، كم تحملی ، بدرفتاری ، بی حوصلگی ، ست پيمانی ، كارگريزی، بيماريهای روان تنی . حضور اخلاق اداری ، كاركردن را از صورتی تكراری و خسته كننده و ملال آور بيرون می برد و به انسان احساس تعالی مي بخشد و همين احساس تعالی در نفس كار كردن و مناسبات انسانی با ديگران بشدت تاثير مي گذارد ؛ و با شكسته شدن اخلاق ، همه حريم ها مي شكند و چون حريم ها شكسته شود هر پليدی مي تواند در باطن و ظاهر ، و در مناسبات و روابط ظهور كند . امير مؤمنان علی (ع) در سفارشی نورانی فرموده است :
مبادا اخلاق نيك را در هم شكنيد و آن را دگرگون و به اخلاق بد مبدل سازيد .
تاكيد بر اخلاق اداری
خطرناكترين رويداد انسانی انحطاط اخلاقی و شكسته شدن مرزهای اخلاقی است كه در اين صورت هيچ چيز به سلامت نخواهد ماند و انسانيت فرو می ريزد ، و اين امر در امور اداری از جايگاهی خطير و ويژه برخوردار است ، زيرا وقتی انسان از محدوده فردی خارج می شود و در پيونند با ديگر انسانها قرار می گيرد و اين پيوند صورتی اداری می يابد ، اگر اخلاق نيك حاكم بر روابط انسانی نباشد ، فاجعه چندين برابر می شود . به هيمن دليل است كه والاترين ملاك در هر سازمان اداری متخلق بودن به اخلاق انسانی است . امير مؤمنان علی (ع) در عهدنامه يادآوری مي كند و می فرمايد :
سپس در كار عاملان خود بينديش و پس از آزمودن به كارشان بگمار ، و به ميل خود و بی مشورت ديگران به كاری مخصوص شان مدار ،كه به هوای خود رفتن و به رای ديگران ننگريستن ، ستمگری بود و خيانت ؛ و عاملانی اين چنين را در ميان كسانی جو كه تجربت دارند و حيا ، از خاندانهای پارسا كه در مسلمانی قدمی پيشتر دارند {و دلبستگی بيشتر } ؛ اخلاق آنان گرامی تر است و آبرويشان محفوظ تر و طمعشان كمتر و عاقبت نگري شان فزونتر.
امام (ع) به دقت در مجموعه اي از ويژگيها و خصوصيات د رگزينش افراد سفارش مي كند كه حاصل اين دقت ، گزينش عاملانی است متخلق به اخلاقی نيك : انسانهايی گرامی تر و با آبروتر و با طمعی كمتر .
همچنين امير مؤمنان علی (ع) در عهدنامه مالك اشتر به او چنين فرمان می دهد :
پس درباره كاتبان و دبيران خود بنگر ، و بهترينشان را بر سر كار بياور و نامه هايی را كه در آن تدبيرها و رازهايت نهان است ، از جمع كاتبان و دبيران به كسی اختصاص ده كه به اخلاق از ديگران شايسته تر است .
مشاهده می شود كه امام (ع) آنچه مايه برتری آدميان و سبب والايی شان است ، كرامتهای اخلاقی است و اين كرامتها در اداره امور نقشی اساسی دارد . روايت شده كه آن حضرت فرمود :
بر شما باد به مكارم اخلاق كه آن سبب والايی است .
والايی مردمان و اعتبار آنان به مكارم اخلاق در ايشان است و كسانی كه د ر جايگاه اداره امور قرار می گيرند ، بيش از هر چيز به مكارم اخلاق و بزرگواريهای انسانی نيازمندند كه روابط انسانها بدون كرامتهای اخلاقی ، روابطی خشك و نادرست خواهد شد .
البته هر چه مراتب اشخاص در امور اداری بالاتر برود و حيطه مسئوليت آنان گسترده شود ، اخلاق اداری و كمالات انسانی در آنان بايد والاتر و برتر باشد ، زيرا اخلاق و رفتار مسئولان و كارگزاران اصلی و مديران ارشد به شدت بر ديگران تاثير گذار است . امير مؤمنان علی (ع) در سخنی بلند به جابربن عبدالله انصاری اين حقيقت را چنين بيان فرموده است :
ای جابر ! دين و دنيا به چهار چيز برپاست : دانايی كه دانش خود را به كاربرد و نادانی که از آموختن سرباز نزند و بخشنده ای كه در بخشش خود بخل نكند و درويشی كه آخرت خويش را به دنيايی خود نفروشد .
كسانی كه در مراتب و مسئوليتهای بالاتر قرار دارند ، بيش از ديگران به پایبندی اصول اخلاقی نيازمندترند و با زير پا گذاشتن اخلاق از جانب آنان ، دين و دنيای مردمان به تباهی كشيده می شود و البته پایبندی آنان به اخلاق زمينه ای مناسب براي ديگران در اتصاف به كمالات اخلاقی فراهم ميسازد ؛ به بيان پيشوای پایبندان به اصول اخلاقی ، علی (ع) :
زمامدار همچون رودخانه پهناوری است كه رودهايی كوچك از آن جاری میشود ؛ پس اگر آب آن رودخانه پهناورگوارا باشد ،آب درون آنها گوارا خواهد بود و اگر شور باشد ، آب درون آنها نيز شور خواهد بود .
بر اساس چنين نگرشی ، مسئوليت حراست حريمهای اخلاقی در امور اداری بيش از هر كس بر زمامداران و مديران ارشد است و امير مؤمنان علی (ع) فرموده است :
آن كه خود را پيشوای مردم سازد ، پيش از تعليم ديگری بايد به ادب كردن خويش بپردازد و پيش از آن كه به گفتار تعليم فرمايد ، بايد به كردار ادب نمايد و آن كه خود را تعليم دهد و ادب اندوزد ، شايسته تر به تعظيم است از آن كه ديگری را تعليم دهد و ادب آموزد .
بنابراين در تحقق اخلاق اداری در هر مجموعه ای ، بيش از هر كس بايد بر اخلاق مديران ارشد تاكيد شود و مديران پيش از آنكه از ديگران انتظار رفتار و سلوك مبتنی بر اخلاق اداری داشته باشند ، خود بايد جلوه گر چنين امری باشند ؛ و نيز پيش از آن كه با زبان وفرمان خواهان اخلاق اداری باشند ، به كردار و رفتار خود چنين امری را سامان دهنده باشند .
امير مؤمنان علی (ع) خود بيش از هر كس در اداره امور پایبند اخلاق بود . اخلاق اداری نزد امام (ع) از چنان جايگاهی برخوردار بود كه آن حضرت در نخستين خطبه حكومتی خود ، اساس اداره امور را بر آن معرفی نمود و فرمود :
آنچه می گويم بر عهده من است من خود ضامن آن هستم . آن كس كه حوادث عبرت آموز روزگار را به چشم ببيند و از آن پند پذيرد ، پرهيزگاری اش او را از آلوده شدن به كارهای شبهه ناك باز می دارد …
بدانيد كه خطاكاريها همانند مركبهای سركش و چموشند كه خطاكاران را برآنها سوار كرده اند و آن مركبهای لجام گسيخته به ناگاه می تازند و سواران خود را به آتش دوزخ سرنگون مي كنند ؛ و بدانيد كه پرهيزگاريها همانند مركبهای رام و نجيبند كه پرهيزگاران بر آنها سوار داده اند و آن مركبها سواران خود را با آسودگی به سر منزل بهشت می رسانند .
اداره امور بر اساس اخلاق موجب رشد و كمال انسان و گردش درست امور و پيشرفت كارها و رسيد ن به سر منزل مقصود است . اميرمؤمنان (ع) چنان بر حضور اخلاق اداری در صحنه اداره امور تاكيد داشت كه در نخستين خطبه حكومتی خود ، صداقت و صراحت در كار را از جمله مهمترين مسائل اخلاقی در چنينن عرصه ای مطرح نمود و فرمود :
به خدا سوگند كه به اندازه سرسوزنی حقيقتی را پنهان نداشته ام و هيچ گونه دروغی به زبان نياورده ام .
امير مؤمنان علی (ع) آنچه را سفارش نموده ، خود پيش از بيان آن ، به ساحت عمل در آوردهاست و آنچه را پرهيز داده ، خود پيش از به زبان راندن ، در عرصه عمل از آن دوری نموده است و از اين رو سخنان امام علی (ع)حقايقی به عمل درامده و راه و رسمی قابل پيروی است ، جنانكه حضرتش فرموده است :
مردم ، به خدا سوگند شما را به هيچ طاعتی وادار نمی كنم مگر اينكه پيش از شما خودم به آن عمل می كنم و شما را از معصيتی نهی نمي كنم مگر اينكه پيش از شما خود از آن كناره گيری می نمايم .
نقش ايمان به حقيقت هستی و باورهای دينی در اخلاق اداری
در انديشه توحيدی اميرمؤمنان علی (ع) ايمان به حقيقت هستی و باورهای دينی در اصلاح اخلاق اداری نقشی مبنايی دارد ؛ و از اين رو آن حضرت در فرمانهای حكومتی و دستورالعمل های اداری خود ، بر ياد حق و ياد معاد تاكيد می فرمايد و كارگزاران و كاركنان دستگاه اداری خود را با توجه به بخشيدن به حاضر و ناظر حقيقی و ياد آوردن حسابرسی دقيق الهی به پاي بندی به اصول اخلاق اداری فرا می خواند . آن كه به خدای متعال ايمان دارد و خود را در محضر او می بيند ، بی گمان پای بند آداب اخلاقی و رفتار انسانی مي گردد . آن كه معاد را باور دارد و حساب و كتاب دقيق الهی را بر كردار و رفتار خود حاكم می داند ، توجهی دقيق می نمايد كه حسابرسی سرای اخروی را از حسابرسی های اين عالم به مراتب سخت تر مي داند . امير مؤمنان علی (ع) در آغاز عهدنامه مالك اشتر با يادآوري باورهای والای ايمانی، مالك را در كارگزاری راهنمایی می نمايد تا اخلاق اداری بر مبنايی اساسی در او جلوه نمايد :
او را فرمان می دهد به ترس از خدا و مقدم داشتن طاعت خدا بر ديگر كارها و پيروی آنچه دركتاب خود فرمود ، از واجب و سنت ها كه كسی جز با پيروی آن راه نيکبختی را نپيمود و جز با نشناختن و ضايع ساختن آن بدبخت نبود و اين كه خدای سبحان را ياري كند به دل و دست و زبان ، زيرا خداوند كه بزرگ است نام او ياری هر كه او را يار باشد پذيرفته است و عزت بخشی هر كه او را عزيز دارد به عهده گرفته است و او را مي فرمايد تا نفس خود را از پيروی آروزها باز دارد و هنگام سركشيها به فرمانش آرد كه همانا نفس به بدی وا می دارد ، جز كه خدا رحمت آرد.
همچنين اميرمؤمنان علی (ع) وقتی مالك را به رفتاری سراسر رحمت و محبت و گذشت با مردمان فرمان مي دهد ، او را متوجه حاكميت الهی بر همه چيز می كند و اينكه دور شدن از اخلاق انسانی به منزله اعلام نبرد با حقيقت هستی است كه نتيجه آن روشن و كيفر آن بيرون از توان احدی است. آن حضرت می فرمايد :
قلب خود را لبريز ساز از رحمت بر مردمان ودوستی ورزيدن با آنان ومهربانی كردن به همگان ؛ و همچون جانوری درنده مباش كه خوردنشان را غنيمت شماری ! زيرا مردمان دو دسته اند : دسته ای برادر دينی تواند و دسته ديگر در آفرينش با تو هماندند ؛ گناهی از ايشان سر می زند ، يا علتهايی بر آنان عارض می شود ، يا خواسته و ناخواسته خطايی بر دستشان مي رود . پس به خطاهايشان منکر و از گناهانشان درگذر ، چنانكه دوست داري خدا بر تو ببخشايد و گناهت را عفو فرمايد ، چه تو برتر آنانی و آن كه بر تو سرپرستی دارد از تو برتر است و خدا از آن كه تو را سرپرستي داد بالاتر و او سامان دادن كارشان را از تو خواست و آنان را وسيله آزمايش تو ساخت و خود را آماده جنگ با خدا مكن كه كيفر او را نتوانی برتافت و در بخشش و آمرزش از او بی نيازی نخواهی يافت .
امام علی (ع) بر مبنای اصلاح رابطه آدمی با حقيقت هستی و در يافتنی واقعی از جايگاه انسان در نظام بی كران هستی ، كارگزاران خود را به اخلاق انسانی در اداره امور سوق می دهد ، چنانكه در اوايل عهدنامه مالك اشتر بدو می فرمايد :
و اگر قدرتی كه از آن برخورداری ، نخوتی در تو پديد آورد و خود را بزرگ شمردی ، بزرگی حكومت پروردگار را كه برتر از توست بنگر ، كه چيست ، و قدرتی را كه بر تو دارد و تو را بر خود آن قدرت نيست .
امير مؤمنان (ع) پيوسته كارگزاران و كاركنان دستگاه اداری خود را به ياد حق و ياد معاد توجه مي داد تا در اداره امور كاملا انسانی عمل نمايند ودست تطاول نگشايند و به سركشی و تندی گرفتار نيايند . آن حضرت در پايان عهدنامه مالك اشتر بدو چنين ياداوری مي نمايد :
و بپرهيز از آنكه چيزی را به خود مخصوص داری كه بهره مردم در ان يكسان است ؛ و بپرهيز از غفلت در آنچه بدان توجه بايد ، و در ديده ها نمايان است . چه آن را كه گرفته ای از تو برای ديگری ستده است ، و به زودی پرده كارها از پيش ديده ات گرفته ، و داد از تو بستانند و به ستمديده رسانند . به هنگام خشم خويشتندار باش و تندی و سركشی ميار و دست قهر پيش مدار و تيزی زبان بگذار ، و از اين جمله خودداری كن ، با سخن ناسنجيده بر زبان بنياوردن ، و در قهر تاخير كردن ، تا خشمت آرام شود و عنان اختيار به دستت آيد ؛ و چنين قدرتی بر خود نيابی جز كه فراوان به ياد آری كه در راه بازگشت به سوی كردگاری.
امير مؤمنان علی (ع) به صراحت رفتار و كردار مبتنی بر اخلاق اداری را بر ياد معاد بيان مي كند و به مالك سفارش می نمايد كه بازگشت به سوي پروردگار را بسيار به ياد آرد تا بتواند به درستی عمل نمايد و از بی انصافی و ستمگری ، و از تندی وسركشی خود را به دور نگه دارد .
اگر آدمی خود را رفتنی ببيند و بداند كه براي همه امور خويش بايد پاسخگوی پروردگاری قادر و قهار باشد ، اين باور به شدت در رفتار و كردار اداری او تاثير می گذارد ؛ به بيان امام علی (ع) :
اگر بنده اجل و پايان آن را می ديد ، با آرزو و فريب دادن آن دشمنی می ورزيد .
انسانی كه خود را دائمی ببيند و اسير آروزهای پست دنيايی شود ، بی گمان به سوی تعدی و حرمت شكنی ، و تجاوز و چپاولگری ميل مي نمايد :
آن كه آرزو را دراز كرد ، كردار را نابساز كرد .
پيشوای پروا پيشگان ، علی (ع) با يادآوردن اين امور ، عاملی بازدارنده را در آدمی بيدار می كند تا بدين سبب انسان گام در تباهی ومرز شکنی ونافرمانی ننهد :
بترس كه خدايت در معصيت خود بيند و در طاعت خويش نيابد و از زيانكاران باشی. پس اگر نيرومندی شدي نيرويت را در اطاعت خدا بگمار! و اگر ناتوان گشتی ، ناتوانی ات را در نافرمانی او به كار دار .
قرار گرفتن در مصدر امور ، در هر مرتبه ای ، انسان را در معرض تباهی در رفتار و كردار قرار می دهد :
هر كه بر ملك دست يافت ، تنها خود را ديد و از ديگران رو بتافت .
آن كه به نوايی رسيد ، خود را از ديگران برتر ديد .
آنچه در اين ميان از مهمترين عوامل نگه دارنده آدمی است ، پايبندی به اصول اخلاقی به تبع يادآوری پيوسته حقيقت هستی و بازگشتنگاه ابدی است . اگر انسان معاد را باور داشته باشد ، برای آنجا بدترين توشه را كه رفتار نادرست و كردار نادر است ، بر نمی دارد :
ستم راندن بر بندگان ، بدترين توشه است براي آن جهان .
امير مؤمنان علی (ع) در فرمانهای حكومتی و دستورالعملهای اداری خود مكرر بدين امر پرداخته است كه اين خود بيانگر نقش اساسی ای است كه ايمان به حقيقت هستی و باورهای دينی در اخلاق اداری دارد ، چنانكه حضرت در يك ياز فرمانهای حكومتی خود چنين آورده است :
او را می فرمايد كه از خدا بترس در كارهای نهانش و كرده های پنهانش آنجه كه جز خدا كسی نگرنده نيست و جز او راه برنده . و او را می فرمايد تا آشكارا اطاعت خدا را نگزارد و در نهان خلاف آن را آرد . و آن كس كه نهان و آشكار ، و كردار و گفتار او دو گونه نبود ، امانت را گزارده. و او را می فرمايد كه زيردستان خود را نرنجاند و دروغگويشان نخواند ، و به خاطر زمامدار بودن روی از ايشان برنگرداند ، كه آنان در دين برادرانند و ياور ، و در به دست آوردن حقوق مسلمانان مددكار … ما حق تو رابه تمام می پردازيم ، پس بايد حقوق آنان را تمام به آنان برسانی وگرنه روز رستاخيز دارای بيشترين خصمانی .
بنابراين در انديشه و سيره اداری امير مؤمنان علی (ع) پايبندی به اخلاق اداری مهمترين جايگاه را دارد كه بدون آن نظام اداری سامانی انسانی نخواهد يافت .









